تمام احساس ها در این لحظه به پا خواسته اند
تو نیستی،
من و رقیب روبروی هم... تنهای تنها
رقیب، شاد
من، شاد
من این گونه می بینم و او نیز ...
رقیب، شاد
من، سراسر دلتنگی
من، سراسر تنهایی
من، سراسر خیره
من، ...
... اندکی نفرت!!
من این گونه هستم
از درون
که تنها تو می دیدی
اما تو نیستی
رقیب و من ، رویروی هم ... تنهای تنها
باز هم کمی نفرت
طبقه بندی:
گلایه،
برچسب ها:
من،
تو،
تنها،
رقیب،
روبرو،
نفرت،
دیدن،
تماشا،
خیره،
اندکی نفرت،
لحظه،
پا،
به پا خواسته،
نیستی،
گاهی وقتا کسیو داری که تا حالا ندیدیش
صداشو نشیدی
اخلاقشو نمی دونی چطوریه
اما حس می کنی اینقدر بهت نزدیکه که وقتی ناراحتیش رو می فهمی، اینقدر بغض وجودت رو می گیره که روزهات پر غصه سپری می شه
اینقدر نگرانشی که فکرش یه لحظه هم از ذهنت بیرون نمی ره
ناراحت کننده ترین قسمتش اونجاست که نه تتها نمی تونی کمکش کنی, خودش هم اجازه نمی ده یاریش کنی
قول بده در آرامش باشی
آتشی که تند تره، سریعتر خاکستر می شه
طبقه بندی:
تقدیم به،
گاهی که پنجره، آغوش می گشاید و صدای قدم هایی که هرگز نزدیک نمی شوند پی نوشت: - عید مبعث به همگی مبارک
هوای تو می وزد بر باور خشکیده ی من
تکرار آخرین مرثیه ی باور من است
در پشت این پنجره ی پر از اندوه
- دست چیم خیلی الکی شکست. دکتر جان مجبورم کرد برای رادیولوژی حلقه مو بعد از پنج سال از انگشتم بیارم بیرون. اما بعدش با وجود ورم زیادی که داشتم، سریع اونو با کلی مشقت کردم توی انگشتم. الان ورم به قدری زیاد شده که انگشتی که حلقه داره کبود شده.
طبقه بندی:
دل نوشته،
برچسب ها:
گاه،
پنجره،
آغوش،
هوا،
می وزد،
وزش،
خشکیده،
باور،
غمگین،
اندوه،
صدا،
قدم،
هرگز،
نزدیک،
تکرار،
مرثیه،
آخر،
به وسعت علاقه تو به من
[کوچک]
به سرسختی عشق من
[سخت و محکم]
از یادت برای قلبم قفسی ساخته ام
پی نوشت:
- نمی دونم چرا امروز وقتی داشتی خاطرات یازده سال پیش رو برای خانواده م تعریف می کردی، من هیچ جاش نبودl . دقیقا هیچ جاش
- فکر می کنی وقتی می بینم با غریبه (همسرت) هستی، چه حسی دارم؟ ناراحتم؟ غصه می خورم؟
نه نه
دوست دارم بمیرم! دوســــت د ا ر م بــ میــ ـــرم
- .... محو بودم. خودت فهمیدی؟
طبقه بندی:
دل نوشته،
گلایه،
برچسب ها:
محو،
پنجشنبه،
14 اردیبهشت،
سفر از شیراز،
تکرار خاطره ی شرین و شاد گذشته، این بار غم انگیز بود!
تو نبودی، ندیدی، نفهمیدی
پی نوشت:
- 13 بدر در همون جای پارسالی با همون آدما روی همون زیر انداز، زیر همون سایه درخت و توی همون آسمون ابری اما بدون تو، سراسر دلگیر تموم شد
- غم انگیزترین تولدی که داشتم رو بهم هدیه دادی، ممنون از نبودنت
طبقه بندی:
زندگی نامه،
برچسب ها:
غم انگیز،
یک شنبه 13 فروردین 1391،
هلیله،
بوشهر،
شادترین در زندگیم گرچه معنا نیافت، اما شادی هایم با تو همواره تقسیم بود.
سهم من از شادترین لحظه تو، طوفان غم عشق تو بود.
من تکیه بر باد داده بودم.

پی نوشت:
- نمی دونم چرا شهامت دیدن این لحظه رو نداشتم
- به بقیه قول و قرارهامون هم عمل نکن، اینجوری برای من بهتره!
- به قول و قرارهاتون حتما عمل کن، اینجوری براتون خیلی بهتره
- نبخشیدمت اما برات آرزوی خوشبختی کردم
- پیوندتان مبارک
با آرزوی خوشبختی در زندگی جدیدت
طبقه بندی:
گلایه،
زندگی نامه،
برچسب ها:
ازدواج،
آرزو،
خوشبختی،
رویا،
5 فروردین 1391،
شنبه،
پیوندت مبارک.
با آرزوی بهترین ها.
طبقه بندی:
زندگی نامه،
گلایه،
برچسب ها:
عقد،
آرزو،
روز،
روشنی،
21 بهمن 1390،
شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
شد با شب و گریه روبرو عاشق او
پایان حکایتم شنیدن دارد
من عاشق او بودم و او عاشق او ...
سخت ترین لحظه ای که توی زندگیم دارم تجربه می کنم الانه
زیاد نمی تونم چیزی بگم. در حالی که می خوام خیلی چیزا بگم. یه وقتایی آدم حسرت گذشتهش رو می خوره و گاهی هم وقتی بهش فکر می کنه از گذشتهش راضیه.
من از گذشتهم راضیم، چون هم صداقت داشتم و تلاش کردم. اما الان مجبورم به یه پایان تلخ رضایت بدم. کاش این فرصت دوباره برام مهیا می شد.
از این ناراحتم که چرا الان این جوری شد. الانی که داشتم همه چیز رو درست می کردم تا بتونم یه پایان باشکوه داشته باشم.
کاش حداقل از این پایان خبر داشتم . کاش زودتر اقدام می کردم و کاش بدون غرور حرف هام رو می زدم و اینقدر حساس نبودم. کاس این همه سکوت نکرده بودم.
کاش ...
کاش...
اینجا متعلق به کسیه که بهترینم بوده و هست. اما قول و قرارامون یادش رفت. کاش بر می گشت و اون چیزایی که سالها پیش نوشته بودم رو یه بار می خوند. درسته که دیگه نمی تونیم به خیلیهاش عمل کنیم اما همون اندکی هم که می شه خودش برام یه دنیاست.
کاش...
امروز روز حسرت منه. کاش این غرورم می شکست و بغضم می ترکید
کاش...
خیلی سخته وقتی چیزی و یا کاری به خاطر کسیه، بدون اون هم ادامهش بدی. این وبلاگ هم بدون بهترینم دیگه ادامهای نخواهد داشت.
با آرزوی بهترین ها برای بهترینم. برای کسی که در تاریکی زندگیم، نور سحرگاهانم شد و در سرمای تنهاییم، حرارت خورشید سحر و نا امیدی خاموشی ، سپیدهی سحر
کاش به قولش عمل کنه و آخرین دعایی رو که ازش خواسته بودم برام انجام بده. وقتی دلیل بودنم بود، الان دوست دارم دلیل پایانم بشه. کاش وقتی این جمله رو می خونه یادش بیاد کدوم دعا رو می گم. حالا که درد ماله خودش، درمانش هم دست خودشه...
خداحافظ
برای همیشه
از همه دوستان هم که سر می زدند سپاسگزارم
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها!حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
دنبالک ها: برگرفته از وبلاگ دل نوشته ،
طبقه بندی:
شعر،
برچسب ها:
آخرین حرف تو،
قصه،
حنجره،
گره،
بغض،
صحبت،
خاره،
خاطره،
نشسته،
لب،
حوض،
لب حوض،
یک طرف،
پنجره،
آواز،
حرف،
آخر،
حرف آخر،
زیبا،
حرف تو،
حرف تو چیست،
تکیه،
حرف من،
دین،
پرواز،
فردا،
میدانم این قاب ترک بسته بر این شب تار، روی ماه تو را خواهد دید.
آنجا که تو هستی زمانه در هر نفس بهار میشود و آوای پرندگان در کنار هر نرگس عاشق، ندای دلشین زندگی خواهد بود.
آن روز که تو میآیی، اینجا به چهرهی زیبای تو آذین بسته خواهد شد.
شاید...
تنها اگر تو بیایی ...
شاید ...
طبقه بندی:
تقدیم به،
عمومی،
برچسب ها:
نیمه شعبان،
نیمه شهبان،
تولد،
تولد حضرت مهدی،
تولد حضرت قائم،
تولد حضرت قایم،
یک شنبه 26 تیر 1390،
نرگس،
قاب،
ترک،
ترک بسته،
شب،
پرنده،
نرگش عاشق،
بهار،
نفس،
ندا،
ندای دلنشین،
تازه،
چهره،
زیبا،
چهره ی زیبا،
شاید،
بیایی،
آخرین پست ها
- این لحظه
- صبور باش
- پنجره
- محو
- برزخ بر افروخته رخ، نموده بر دل
- کما
- من و تو
- هر چه زیباست .... غروب خواهد کرد
- گریه
- اظهار وجود!! همرا با گزارش زندگی
- باران
- سوختن
- جدایی
تبلیغات 



