تبلیغات
بوسه ی شیرین
هر چه زیباست، شیرین است

نگارش در تاریخ دوشنبه 7 بهمن 1392 توسط بیدل

برای تو که دوستت دارم:

می دونم که نمی‌تونم جای تو باشم تا از رنجت کاسته بشه، اما هر لحظه برایت دعا می کنم تا لبخند شیرینت را دوباره تماشا کنم
بخاطر من که دوستت دارم؛ طاقت بیار


پی نوشت:
از همه کسانی که این متن رو می خونن التماس می کنم که برام دعا کنید




طبقه بندی: تقدیم به، 


نگارش در تاریخ دوشنبه 2 دی 1392 توسط بیدل

انتظار کشیدن بعضی وقتا یکمی دردناک می شه
اما چه شیرینه لحظه رهایی از هر چی گرفتاریه




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: فکر، رهایی، گرفتاری،


نگارش در تاریخ شنبه 30 آذر 1392 توسط بیدل

یلدای 1392 مبارک | www.sweetkiss.mihanblog.com


برای شمعی که بی پروانه می سوزد، تپش هر ثانیه،  مرگ است.
ای دل
امشب؛ کمی آرام تر بسوز . . .




طبقه بندی: دل نوشته،  عمومی، 
برچسب ها: شب یلدا، یلدا، انار، کنار هم بودن، تنهایی، شمع سوزان، تپس ثانیه،


نگارش در تاریخ یکشنبه 17 آذر 1392 توسط بیدل

آخرین پست من گم شده!
هیچ اثری هم ازش نیست. چقد این پست رو دوست داشتم


پی نوشت:
مطلب امروز دوشنبه 18 آذر  پیدا شد! به خاطر الگو سازی پاک شد. چه دلبریه این مدیر میهن بلاگ، یه فرمایشی کردند که تا مدتها یادم نخواهد رفت.
واسه همشون آرزوی موفقیت دارم




طبقه بندی: عمومی، 


نگارش در تاریخ پنجشنبه 23 آبان 1392 توسط بیدل

نگارش در تاریخ یکشنبه 23 مهر 1391 توسط بیدل

تمام احساس ها در این لحظه به پا خواسته اند
تو نیستی،
من و رقیب روبروی هم... تنهای تنها
رقیب، شاد
من، شاد
من این گونه می بینم و او نیز ...

رقیب، شاد
من، سراسر دلتنگی
من، سراسر تنهایی
من، سراسر خیره
من، ...

... اندکی نفرت!!

من این گونه هستم
از درون

که تنها تو می دیدی
اما تو نیستی

رقیب و من ، رویروی هم ... تنهای تنها
باز هم کمی نفرت




طبقه بندی: گلایه، 
برچسب ها: من، تو، تنها، رقیب، روبرو، نفرت، دیدن، تماشا، خیره، اندکی نفرت، لحظه، پا، به پا خواسته، نیستی،


نگارش در تاریخ دوشنبه 9 مرداد 1391 توسط بیدل

گاهی وقتا کسیو داری که تا حالا ندیدیش
 صداشو نشیدی
اخلاقشو نمی دونی چطوریه

اما حس می کنی اینقدر بهت نزدیکه که وقتی ناراحتیش رو می فهمی، اینقدر بغض وجودت رو می گیره که روزهات پر غصه سپری می شه
اینقدر نگرانشی که فکرش یه لحظه هم از ذهنت بیرون نمی ره

ناراحت کننده ترین قسمتش اونجاست که نه تتها نمی تونی کمکش کنی, خودش هم اجازه نمی ده یاریش کنی


قول بده در آرامش باشی
آتشی که تند تره، سریعتر خاکستر می شه




طبقه بندی: تقدیم به، 


نگارش در تاریخ یکشنبه 28 خرداد 1391 توسط بیدل

گاهی که پنجره، آغوش می گشاید
هوای تو می وزد بر باور خشکیده ی من

و صدای قدم هایی که هرگز نزدیک نمی شوند
تکرار آخرین مرثیه ی باور من است
در پشت این پنجره ی پر از اندوه

www.sweetkiss.miahnblog.com | بوسه ی شیرین | دلنوشته های زیبا


پی نوشت:
- دست چیم خیلی الکی شکست. دکتر جان مجبورم کرد برای رادیولوژی حلقه مو بعد از پنج سال از انگشتم بیارم بیرون. اما بعدش با وجود ورم زیادی که داشتم، سریع اونو با کلی مشقت کردم توی انگشتم. الان ورم به قدری زیاد شده که انگشتی که حلقه داره کبود شده.

- عید مبعث به همگی مبارک




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها: گاه، پنجره، آغوش، هوا، می وزد، وزش، خشکیده، باور، غمگین، اندوه، صدا، قدم، هرگز، نزدیک، تکرار، مرثیه، آخر،


نگارش در تاریخ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 توسط بیدل

به وسعت علاقه تو به من
[کوچک]

به سرسختی عشق من
[سخت و محکم]

از یادت برای قلبم قفسی ساخته ام


پی نوشت:
- نمی دونم چرا امروز وقتی داشتی خاطرات یازده سال پیش رو برای خانواده م تعریف می کردی، من هیچ جاش نبودl . دقیقا هیچ جاش

- فکر می کنی وقتی می بینم با غریبه (همسرت) هستی، چه حسی دارم؟ ناراحتم؟ غصه می خورم؟

نه نه
دوست دارم بمیرم! دوســــت د  ا   ر  م   بــ   میــ    ـــرم

- .... محو بودم. خودت فهمیدی؟




طبقه بندی: دل نوشته،  گلایه، 
برچسب ها: محو، پنجشنبه، 14 اردیبهشت، سفر از شیراز،


نگارش در تاریخ یکشنبه 13 فروردین 1391 توسط بیدل

 

تکرار خاطره ی شرین و شاد گذشته، این بار غم انگیز بود!
 تو نبودی، ندیدی، نفهمیدی


پی نوشت:

-  13 بدر  در همون جای پارسالی با همون آدما روی همون زیر انداز، زیر همون سایه درخت و توی همون آسمون ابری اما بدون تو، سراسر دلگیر تموم شد
- غم انگیزترین تولدی که داشتم رو بهم هدیه دادی، ممنون از نبودنت




طبقه بندی: زندگی نامه، 
برچسب ها: غم انگیز، یک شنبه 13 فروردین 1391، هلیله، بوشهر،


نگارش در تاریخ شنبه 5 فروردین 1391 توسط بیدل

شادترین در زندگیم  گرچه معنا نیافت، اما شادی هایم با تو همواره تقسیم بود.
سهم من از شادترین لحظه تو، طوفان غم عشق تو بود.
من تکیه بر باد داده بودم.

آرزوی دیدن شیرین ترین لحظه ات؛ تلخ ترین کابوس من شد



پی نوشت:

- نمی دونم چرا شهامت دیدن این لحظه رو نداشتم
- به بقیه قول و قرارهامون هم عمل نکن، اینجوری برای من بهتره!
- به قول و قرارهاتون حتما عمل کن، اینجوری براتون خیلی بهتره
- نبخشیدمت اما برات آرزوی خوشبختی کردم
- پیوندتان مبارک

با آرزوی خوشبختی در زندگی جدیدت




طبقه بندی: گلایه،  زندگی نامه، 
برچسب ها: ازدواج، آرزو، خوشبختی، رویا، 5 فروردین 1391، شنبه،


نگارش در تاریخ جمعه 21 بهمن 1390 توسط بیدل

برایت آرزو کردم تمام شادی های نداشته ام را. تا امروز ،چون سپیده سحرگاهان تنها در اوج باشی و روشنی زندگانیش باشی.

پیوندت مبارک.
با آرزوی بهترین ها.




طبقه بندی: زندگی نامه،  گلایه، 
برچسب ها: عقد، آرزو، روز، روشنی، 21 بهمن 1390،

 
 
 
( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...